شعر را زندگی کن
خلوتی با فصیحی هروی

شمارهٔ ۲۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خدایا رخصت پرواز ازین دام مجاز دهبه هر جا می‌رود فرمان تو خط جوازم ده
۲
ز شاخ و برگ من پر کن گلستان دو عالم راپس آنگه رخصت باد خزان در ترکتازم ده
۳
زبانم چیست خونی منجمد ز آسیب دم سردیبگیر این لخته خون را وکلید گنج رازم ده
۴
گریبانی سراسر چاک کو چون دامن مژگانتو گر دستم ندادی پاره‌ای چاک نیازم ده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth