خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۲۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کوش تا سیراب از بحر تماشا نگذریهمچو موج هرزه گرد از روی دریا نگذری
۲
گر ز گمراهی رهت بر شهر درمان اوفتدتا توانی بر شبستان مسیحا نگذری
۳
لخت لختم تشنه دیدار تست ای برق غمچون به کوی ما رسی بر جان تنها نگذری
۴
نکهتیام بار کنعان بسته از مصر ای صباعصمت من پاس داری بر زلیخا نگذری
صفحهٔ ۱ از ۲