خلوتی با میرداماد
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین که شور تو در ساخت دماغ من استز شغل درد تو کی مرگ هم فراغ من است
۲
مگو که شعله آهم نسوزد انجم راکه بر جبین مه اینک نشان داغ من است
۳
رساند خواهی اگر جرعه ای به ما باریکنون که آتش سوزنده در سراغ من است
۴
خیال را دل و اندیشه را جگر سوزدازین شراب که در ساغر دماغ من است
صفحهٔ ۱ از ۲