شعر را زندگی کن
خلوتی با میرداماد

شمارهٔ ۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شکر خجل از خنده پنهان توباشددستور بلا عامل دیوان تو باشد
۲
خونها همه از خنجر مژگان تو ریزددلها همه در زلف پریشان تو باشد
۳
جان بسکه سپردند به پیکان تو عشاقآب خضر امروز ز پیکان تو باشد
۴
میدان به یکی جلوه بیارای که خورشیدچوگان زده گوی گریبان تو باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth