خلوتی با میرداماد
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیدانم چه سازم، باز در بازیست چوگانشسری هر روز میبایست سازم گوی میدانش
۲
بیا ایدل به درد عاشقی بفروش عالم رازیانی گر کنی بر جان من بنویس تاوانش
۳
به غارت رفت صبر این وصل را هجران مکن یاربکه جانم بر نمیآید دگر با درد هجرانش
۴
بیا ای آنکه معذورم نمیداری تماشا کندر این رخنه که بر جان من است از نوک مژگانش
صفحهٔ ۱ از ۳