خلوتی با وحشی بافقی
بخش ۲۳ - گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز
فرهاد و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشا عشق خوش آغاز خوش انجامهمه ناکامی اما اصل هر کام
۲
خوشا عشق و خوشا عهد خوش عشقخوشا آغاز سوز آتش عشق
۳
اگر چه آتش است و آتشافروزمبادا کم که خوشسوزیست این سوز
۴
چه خوشعهدیست عهد عشقبازیخصوصا اول این جانگدازی
صفحهٔ ۱ از ۲۱