شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

بخش ۲۲ - گفتار درآوردن خادمان شیرین فرهاد را در نزد آن ماه جبین و دلربایی آن نازنین از فرهاد

فرهاد و شیرین

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو شیرین خیمه زد بر طرف کهساربدان کز غم شود لختی سبکبار
۲
مدارا با مزاج خویش می‌کردحکیمانه علاج خویش می‌کرد
۳
خیالش در دلش هر دم ز جاییوزانش هر نفس در سر هوایی
۴
می عشرت به گردش صبح تا شامبه صبح و شام مشغول می و جام
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth