خلوتی با وحشی بافقی
بخش ۳۵ - در ستایش پنهان نمودن راز نهانی که آسایش دو جهانیست
فرهاد و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر خواهی بماند راز پنهانبه دل آن راز پنهان ساز چو جان
۲
مکن راز آشکارا تا توانیکه اندر محنت و اندوه مانی
۳
حکیم این راز را خود پرده در شدکه رازی کن دو بیرون شد سمر شد
۴
که گل چون راز خویش از پرده بگشادبه اندک فرصتی در آتش افتاد
صفحهٔ ۱ از ۳۸