خلوتی با وحشی بافقی
بخش ۴۲ - پاسخ دادن شیرین پرستاران را
فرهاد و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگفت از راز من پوشیده داریدشبی با کوهکن بازم گذارید
۲
که در عشقم به جز خواری ندیدهستره و رسم وفاداری ندیدهست
۳
به سنگ و آهن از من یار گشتهستز سختی محنتش بسیار گشتهست
۴
به یادم میتراشد کوه را رویبه رویش میرود از خون دل جوی
صفحهٔ ۱ از ۷