شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

بخش ۴۴ - امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق

فرهاد و شیرین

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به گرمی گفتش ار کار دگر هستبجو تا وقت و فرصت این قدر هست
۲
که این شب چون به روز آید ز شیرینبه هجران وصل بگراید ز شیرین
۳
پس از این شب بود روز جداییکه این بوده‌ست تقدیر خدایی
۴
چو فرهاد این شنید، از دل به صد دردبرآورد آهی و از جان فغان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth