شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

شمارهٔ ۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دو چشم مست تو برشان یکدگر گوهندکه رهزن دل و دین از اشاره و نگهند
۲
کمان کشیده بدل بستی ار که ره چه عجبکه ابروان تو هر یک حریف صد سپهند
۳
مگیر خورده خدارا بعقل و دانش منکه ذکر زلف تو چون رفت این و آن تبهند
۴
چو لعبتی تو نگارا که گلرخان جهانبه پیش روی اصیلت براستی شبهند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth