شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

شمارهٔ ۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کوی تو یک لحظه اقامت نتوان کردو اندیشه رفتن بسلامت نتوان کرد
۲
نسبت بمه آن طلعت نیکو نتوان دادتشبیه بسرو آن قد و قامت نتوان کرد
۳
جز چشم ترا فتنه جادو نتوان گفتجز لعل تو برهان کرامت نتوان کرد
۴
موئی ز میانت بتصور نتوان نیافتتعیین دهانت بعلامت نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth