خلوتی با صفی علیشاه
شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفت دلدار و غمش در دل غمخوار بماندو ز قفایش نگران دیده خونبار بماند
۲
بشفاخانه لعل تو رسید ار چه و لیکدل ز چشمت اثری داشت که بیمار بماند
۳
آن امیدی که بخوابت نگرد دیده نداشتور شبی داشت هم از چشم تو بیدار بماند
۴
جان ما گرچه بمقدار بهای تو نبودبر سر دست گرفتیم و خریدار بماند
صفحهٔ ۱ از ۳