شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بهر قرار دل دیوانه خود بازبا زلف تو گیرم ز سرافسانه خود باز
۲
آواره بهر شهر چنانم که نبینمیک دوست که پرسم خبر از خانه خود باز
۳
بر باد مده کاه خود ای شیخ که بگرفتاز خرمن رندان دل من دانه خود باز
۴
مستی که فتد بر گذر میکده در راهباشد که ندادند ره کاشانه خود باز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth