خلوتی با صفی علیشاه
شمارهٔ ۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل بگیسوی تو پی برد و غم آنجا بگرفتشیاد از آن سلسله تا کرد سرا پا بگرفتش
۲
لشگر حسن چو صف بست بتاراج دل و دینخال بنشست براه دل و تنها بگرفتش
۳
آبم از سر زغم عشق تو بگذشت و بشستمدست از دیده خونبار که دریا بگرفتش
۴
هوش تا صبح قیامت دگر آن مست نیایدکه شد از چشم تو او بیخود و صهبا بگرفتش
صفحهٔ ۱ از ۲