خلوتی با صفی علیشاه
شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر بهر سفر برسته محمل باز جانامکه از تن میرود دنبال آن محمل نشین جانم
۲
مکن بر من ملامت گر ز چشم موج خون خیزدکه اندر بحر هجرانست هر دم خوف طوفانم
۳
عجب نبود اگر پیراهن طاقت قبا گرددبود هر لحظه چون بر دست انبوهی گریبانم
۴
امان ندهد مرا غم آنقدر کز دل کشم آهیمجال از چشم سوزن تنگتر گردیده میدانم
صفحهٔ ۱ از ۴