شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

شمارهٔ ۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچ شگفتی ز هر چه هست بعالمنیست عجیب‌تر ز چشم خیره آدم
۲
می‌خورد از روزگار نیش پیاپیباز طمع زو کند بنوش دمادم
۳
هر چه کم آری ز دهر خواهی از و بیشهیچ نیابی که کرده بیش تراکم
۴
ماتم یاران نکرد عیش ترا تلخعیش ندیدی که بود قاصد ماتم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth