شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

شمارهٔ ۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌برد دل من بان ترک ختائی چون کنمبا شکنج طره‌اش زور‌آزمایی چون کنم
۲
خواستم جویم میانش بست عقلم را بمویبا چنین بیدانشی کشور‌گشائی چون کنم
۳
خال او دیدم پی آن دانه رفتم سوی داماز کمند پرخمش فکر رهائی چون کنم
۴
از هواگیری آن گیسو شکستم پر و بالمرغ دامم من بشاهین هوائی چون کنم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth