خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خردمند نگه کن که جهان برگذر استچشم بیناست همانا اگرت گوش کر است
۲
نه همی بینی کاین چرخِ کبود از برِ مابسی از مرغ، سبکپَرتر و پرّندهتر است؟
۳
چون نبینی که یکی زاغ و یکی باز سپیداندر این گنبد گردنده پس یکدگر است؟
۴
چون به مردم شود این عالم آباد خرابچون ندانی که دل عالم جسم بشر است؟
صفحهٔ ۱ از ۱۳