خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر بزرگی و جاه و جلال در درم استز کردگار بر آن مرد کم درم ستم است
۲
نداد داد مرا چون نداد گربه مراتو را از اسپ و خر و گاو و گوسفند رمه است
۳
یکی به تیم سپنجی همی نیابد جایتو را رواق ز نقش و نگار چون ارم است
۴
چو مه گذشت تو شادی ز بهر غلهٔ تیمولیکن آنکه تو را غله او دهد به غم است
صفحهٔ ۱ از ۹