شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گویند عقابی به در شهری برخاستوز بهر طمع پرّ به پرواز بیاراست
۲
ناگه ز یکی گوشه ازین سخت‌کمانیتیری ز قضای بد بگشاد بر او راست
۳
در بال عقاب آمد آن تیر جگردوزوز ابر مر او را به سوی خاک فرو خواست
۴
زی تیر نگه کرد پر خویش بر او دیدگفتا «ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست»
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth