خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چه دور از خرد همه بند استاین سخن مایهٔ خردمند است
۲
کارها را بکشی کرد خردبر ره ناسزا نه خرسند است
۳
دل مپیوند تا نشاید بودگرت پاداش ایچ پیوند است
۴
وهم جانت مبر به جز توحیدکان دگر کیمیای دلبند است
صفحهٔ ۱ از ۳