خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سفله جهان، ای پسر، چو چشمهٔ شور استچشمهٔ شور از در نفایه ستور است
۲
خانهٔ تاری است این جهان و بدو دررهگذر دیده نی چو دیدهٔ مور است
۳
فردا جانت به علم زور نمایدچونان کامروز کار تنت به زور است
۴
دانا گر چشمِ سر ندارد بیناستنادان گر چشم هشت یابد کور است
صفحهٔ ۱ از ۲