شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشنیده‌ای که زیر چناری کدوبنیبررُست و بردمید بر او بر، به روز بیست؟
۲
پرسید از آن چنار که «تو چند ساله‌ای؟»گفتا «دویست باشد و اکنون زیادتی است»
۳
خندید از او کدو که «من از تو به بیست روزبرتر شدم بگو تو که این کاهلی ز چیست؟»
۴
او را چنار گفت که «امروز ای کدوبا تو مرا هنوز نه هنگام داوری است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth