خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر سایه آن ماه به سوی چمن افتداز رشک قدش لرزه به سرو سمن افتد
۲
صد چشمه آب خضر از خاک برآیدهر جا که لعابی به زمین زآن دهن افتد
۳
رفت از سر کوی تو دل از دست رقیبانصد آه از آن خسته که دور از وطن افتد
۴
هر جا که برآرم ز تمنای تو آهیفریاد ازین واقعه بر مرد و زن افتد
صفحهٔ ۱ از ۲