خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا عید صیام آمد و هنگام بهاربه علی رغم صراحی شکنان باده بیار
۲
از سر کوی تو هرگز نروم سوی چمنبی جمال تو بود در نظر من گل خار
۳
عمر چون باد وزان است و فلک حادثه زایچون دمی خوش گذرد با تو غنیمت می دار
۴
حالیا این دو سه دم را تو بیا خوش گذرانچون نداری خبر از خاتمت و اول کار
صفحهٔ ۱ از ۲