خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این جهان بیوفا را برگزید و بد گزیدلاجرم بر دست خویش ار بد گزید او خَود گزید
۲
هر که دنیا را به نادانی به برنائی بخوردخورد حسرت چون به رویش باد پیری بروَزید
۳
گشت بدبخت جهان و شد به نفرین و خزیهر که او را دیو دنیاجوی در پهلو خزید
۴
دیو پیش توست پیدا، زو حذر بایدت کردچند نالی تو چو دیوانه ز دیو ناپدید
صفحهٔ ۱ از ۹