شعر را زندگی کن
خلوتی با صوفی محمد هروی

شمارهٔ ۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کس به خواب روزی، لعل لبش مکیدهدیده حلاوت از عمر، با کام دل رسیده
۲
دست مشاطه صنع از بر چشم...بر گرد عارض او از نیل خط کشیده
۳
دل در کشاکش جان افتاده است حیرانتریاک وصل خواهد آن زهر غم چشیده
۴
آن غمزه های فتان آفات خاص و عام استاین عینه بلائی است چشم کسی ندیده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth