خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که آن چشم سیه دید، آن لبان آل اوگشت جان چون دل کنون در دست غم پامال او
۲
چون عیان شد طلعت خورشید آن ماه منیرذره وارست این دلم رقاص در دنبال او
۳
می شود بریان کبوتر، زآتش دل چون کنمگر ببندم نامه شوق ترا بر بال او
۴
من چه گویم حال دل با زلف او چون گوی رادر جهان چوگان بود خود مطلع بر حال او
صفحهٔ ۱ از ۲