خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۵۹ - شفیع روز قیامت
فصل سوم - سوگواریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
«یکدم دلم رها ز غم لاله ها نشد»«جز خون دل، ز دیده به دامان ما نشد »
۲
ای روز گار، در عجبم کز عناد تویک تن نشد که خستهٔ رنج و عنا نشد
۳
روزی نشد شب و، شبی از گردش تو روزکآزرده ای به رنج و غمی، مبتلا نشد
۴
ای گرگ تیز چنگ که از چنگ ظلم تویوسف و شی ز آل پیمبر رها نشد
صفحهٔ ۱ از ۳