خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۹۷ - نظم جگر سوز
فصل سوم - سوگواریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا سایهٔ تو بود پدر جان به سر منروشن شب تاریک بدی در نظرم من
۲
دامان تو آرامگهم بود شب و روزتو رفتی و از هجر تو خون شد جگر من
۳
اکنون به رخم شمر زند سیلی بیدادرحمی نکند بر من و، بر چشم تر من
۴
من مرغ خوش الحان گلستان تو بودمگردون، زچه بشکست ز کین بال و پر من
صفحهٔ ۱ از ۳