خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۲ - ستاره می شمرم
فصل سوم - سوگواریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پدر ز درد فراقت خون شده جگرمز هجر روی تو چون طایر شکسته پرم
۲
پدر بیا و ز بحر غمم رهایی بخشکه سیل اشک، ز هجرت رسیده تا کمرم
۳
مرا ز دیده بود از غم تو خون جاریچو طفل اشک، فکندی چرا تو از نظرم
۴
خرابه منزل و لخت جگر، طعام من استببین زمانه چسان کرده خوار و دربدرم
صفحهٔ ۱ از ۴