خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیر ملامتت به بین بسکه نشسته بر دلمکیست که متصل کند ضربت شست قاتلم
۲
خصم کند خراب اگر خلوت قدس یار راباز شود عمارت این هیکل اعظم از گلم
۳
من بسر ره افکند سایه همای همتمچند به خاک و خون طپد طایر روح بسملم
۴
حاصل کذب مدعی سیم و زر است و نقل و میکشته ماست صدق از آن خون دل است حاصلم
صفحهٔ ۱ از ۳