خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۱۱۳
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عرقی از گل رویش چه ز بیداد چکدگل من شود و از لب فریاد چکد
۲
آنچنان صید ضعیفم که چو افتم در دامعرق شرم من از جبهه صیاد چکد
۳
عجبی نیست بقتل من اگر خنجر عشققطره خون شود و از کف صیاد چکد
۴
خسروا بی لب شیرین تو در دامن کوهتا بکی خون زدم تیشه فرهاد چکد
صفحهٔ ۱ از ۲