خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۱۵۱
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برمن مست ازنمائی ساقی انعامی دگرزآن می دیرینه برخیز و بده جامی دگر
۲
طایر جانرا که نبود غیر خالت دانهکی بود جز حلقه زلف تواش دامی دگر
۳
همچو شام طره و صبح بناگوشت مهامهرورزانرا نباشد صبحی و شامی دگر
۴
گرچه باری کام دل از وصل تو حاصل نشدجز وصالت نیست در دل دلبرا کامی دگر
صفحهٔ ۱ از ۲