خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۱۵۲
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بسر منزل جانان برسم بار دگربجز از آنکه دهم جان نکنم کار دگر
۲
آنکه در دایره دل بودم مرکز جانکشدم بهر چه هر لحظه بپرگار دگر
۳
گرچه خوبان همه آیند بدلداری پیشنیست ما را بجهان غیر تو دلدار دگر
۴
یار اگر یار دگر گیرد و یاری نکندتو مپندار که گیرم بجز آن یار دگر
صفحهٔ ۱ از ۲