شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

بخش ۴ - حکایت

جامع الاسرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پادشاهی را غلامی بود بدیع الجمال و خوش آواز عشاق بینوا را با نغمه داودی نوا ساز خسرو خاوری بدر دربار حسنش کمینه چاکری و زهره چنگی در مقام نواسنجی صوتش مشتری اتفاقاروزی بردر دولتسرای شاه نشسته بود و غزل عاشقانه بصوت حزین میسرود.
۲
ناله سرکرد مطرب دستانبلبلان با نواش همدستان
۳
صیت صوتش گرفته ملک و ملکزهره در رقص بربساط فلک
۴
دل شد از نغمه اش بشادی جفتدرنشاط آمد وز بجهت گفت
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth