شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش تا هنگام صبح از وقت شامبرکف دستم ز فکرت بود جام
۲
آمد از مشرق سپاه شاه زنگچون شه رومی فروشد سوی شام
۳
همچو دو فرزند نوح‌اند ای عجبروز همچون سام و تیره شب چو حام
۴
شب هزاران در در گیسو کشیدسرخ و زرد و بی‌نظام و با نظام
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth