شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غریبی می چه خواهد یارب از من؟که با من روز و شب بسته است دامن
۲
غریبی دوستی با من گرفته‌استمرا از دوستی گشته‌است دشمن
۳
ز دشمن رست هر کو جست لیکناز این دشمن بجستن نیست رستن
۴
غریبی دشمنی صعب است کز تونخواهد جز زمین و شهر و مسکن
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth