خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکر و حسد را ز دل آوار کنوین تن خفتهت را بیدار کن
۲
نفس جفا پیشهت ماری است بدقصد سوی کشتن این مار کن
۳
به آتش خرسندی یشکش بسوزبر در پرهیزش بر دار کن
۴
سرکش و تازنده ستوری بده استزیر ادبهاش گرانبار کن
صفحهٔ ۱ از ۱۰