خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرگ آمده است گرسنه و دشت پر برهافتاده در رمه، رمه رفته به شب چره
۲
گرگ، از رمهخواران و رمه، در گیا چرانهر یک به حرص خویش همی پر کند دره
۳
گرگ گیا برهاست و بره گرگ را گیاستاین نکته یاد گیر که نغز است و نادره
۴
بنگر در این مثال تن خویش را ببینگرگ و بره مباش و بترس از مخاطره
صفحهٔ ۱ از ۱۰