خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ناید هگرز از این یله گو بارهجز درد و رنج عاقل بیچاره
۲
از سنگ خاره رنج بود حاصلبیعقل مرد سنگ بود خاره
۳
هرگز کس آن ندید که من دیدمزین بیشبان رمه یله گوباره
۴
تا پر خمار بود سرم یکسرمشفق بدند برمن و غمخواره
صفحهٔ ۱ از ۸