شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدخو جهان تو را ندهد دستهتا تو ز دست او نشوی رسته
۲
بستهٔ هوا مباش اگر خواهیتا دیو مر تو را نگرد بسته
۳
دیو از تو دست خویش کجا شویدتا تو دل از طمع نکنی شسته؟
۴
تا کی بود خلاف تو با دانااو جسته مر تو را و تو زو جسته
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیلن (مضارع مسدس اخرب مکفوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth