خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسی کردم گه و بیگه نظارهندیدم کار دنیا را کناره
۲
نیابد چشم سر هرچند کوشیهمی زین نیلگون چادر گذاره
۳
همی خوانند و میرانند ما رانیابد کس همی زین کار چاره
۴
گر از این خانه بیرون رفت بایدندارد سودشان خواهش نه زاره
صفحهٔ ۱ از ۷