شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خورده خوش و کرده فراوان فرهاکنون که رفت عمر چه گوئی که چه؟
۲
ای بر جهنده کره، ز چنگال مرگشو گر به حیله جست توانی بجه
۳
از مرگ کس نجست به بیچارگیبی‌هوده‌ای نبرد کسی ره به ده
۴
حلقهٔ کمند گشت زه پیرهنتچون کرد بر تو چرخ کمان را به زه
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فع
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth