خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان دامگاهی است بس پر چنهطمع در چنهٔ او مدار از بنه
۲
بباید گرستن بر آن مرغزارکه آید به دام اندرون گرسنه
۳
سیه کرد بر من جهان جهانشب و روز او میسره میمنه
۴
نیابم همی جای خواب و قراردر این بینوا شب گه پر کنه
صفحهٔ ۱ از ۳