خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سفله جهانا چو گرد گرد بنائیهم بسر آئی اگرچه دیر بپائی
۲
گرچه سرای بهایمی، حکما راتو نه سرائی چو بیگمان بسر آئی
۳
شهره سرائی و استوار ولیکنچون بسر آئی همی نه شهره سرائی
۴
جود خدای است علت تو و، ما راسوی حکیمان تو از خدای عطائی
صفحهٔ ۱ از ۱۴