خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نماند کار دنیا جز به بازیبقائی نیستش هر چون طرازی
۲
تو کبگ کوه و روز و شب عقابانتو اهل روم و گشت دهر غازی
۳
سر و سامان این میدان نیابدنه غازی و نه جامی و نه رازی
۴
وزین خیمهٔ معلق برنپرداگر بازی تو از اندیشهسازی
صفحهٔ ۱ از ۹