خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگذر ای باد دلافروز خراسانیبر یکی مانده به یمگان دره زندانی
۲
اندر این تنگی بیراحت بنشستهخالی از نعمت وز ضیعت و دهقانی
۳
برده این چرخ جفا پیشه به بیدادیاز دلش راحت وز تنش تن آسانی
۴
دل پراندوهتر از نار پر از دانهتن گدازندهتر از نال زمستانی
صفحهٔ ۱ از ۱۴