خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش خوش خرامان میروی، ای شاه خوبان تا کجاشمعی و پنهان میروی پروانه جویان تا کجا؟
۲
ز انصاف، خو واکردهای، ظلم آشکارا کردهایخونریز، دلها کردهای، خون کرده پنهان تا کجا؟
۳
غبغب چو طوق آویخته فرمان ز مشک انگیختهصد شحنه را خون ریخته با طوق و فرمان تا کجا؟
۴
بر دل چو آتش میروی تیز آمدی کش میرویدر جوی جان خوش میروی ای آب حیوان تا کجا؟
صفحهٔ ۱ از ۳